طرحی برای برون رفت از معضل ارزش صدق؛ بر مبنای معرفت شناسی فلسفة ملاصدرا

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه محقق اردبیلی

2 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه پیام نور

چکیده

از نظر برخی از منتقدان اعتمادگرایی، نظریه‌های معرفت‌شناختی اعتمادگرایانه دچار معضل ارزش هستند. زاگزبسکی اعتقاد دارد برای حل این معضل باید رابطة میان بستر و زمینه و فرایند شکل‌گیری باور با باور را درونی کرد تا دچار معضل ارزش نباشد. این پژوهش درصدد بررسی این مسئله که آیا نظریة معرفت‌شناختی ملاصدرا قابلیت حل معضل ارزش را دارد؟ با آن‌که فلاسفة اسلامی معرفت را مانند معرفت‌شناسان غربی به عنوان باور صادق موجه مورد توجه قرار نداده‌اند ولی خصایصی در نظریة اتحاد عالم و معلوم ملاصدرا وجود دارد که به نظر می‌رسد توانایی حل معضل ارزش را دارد؛ ازجمله اتحاد وجودی دانستن رابطة میان فاعل ‌شناسا با باور، که موجب درونی بودن رابطة میان آن‌ها می‌شود. همچنین ملاصدرا برای تبیین درونی بودن رابطة میان فاعل ‌شناسا با باور، فرایندهای شناخت را از نوع علّی و معلولی و ماده و صورت می‌داند و معتقد است ارزش‌مندی فاعل ‌شناسا بر حصول باور صادق مؤثر است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Solution to the Value Problem Based on the Mulla Sadra’s Epistemology

نویسندگان [English]

  • Akram Asgarzadeh 1
  • jalal peykani 2
چکیده [English]

According to the some critics of reliabilism, this theory suffers from the problem of the value of knowledge. Zagzebski suggests that to solve this problem, we should internalize the relation between context and belief forming process.
Exploring Mulla Sadra’s epistemic theory, this paper aimed to show whether his theory could solve the problem or not. Although in Islamic philosophers ‘s views, knowledge isn’t equal to justified true belief, but some aspects of Mulla Sadra’s theory concerning the union of the knower and the known could be served as a means to solve the problem. Those aspects consist in: considering the relation between believer and belief as an existential union, which in turn, leads us to consider their relation as an internal one. To explain that the relation is internal, Mulla Sadra considers the epistemic processes as causal processes and mater and form. He believes, also, that the validity of the knower affects true beliefs acquiring

کلیدواژه‌ها [English]

  • Mulla Sadra
  • Zagzebski
  • the union of the knower and the known theory
  • reliabilism
پویمان، لویی (1387). معرفت‌شناسی؛ مقدمه‌ای بر نظریة شناخت، ترجمة رضا محمدزاده، تهران: دانشگاه امام صادق (ع).

زاگزبسکی، لیندا (1392). معرفت‌شناسی، ترجمة کاوه بهبهانی، تهران: نشر نی.

صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (1366). ترجمه و شرح شواهد‌الربوبیه، ترجمة جواد مصلح، تهران: انتشارات سروش.

صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (1371) مفاتیح الغیب، ترجمة محمد خواجوی، تهران: مولی.

صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (1378).  اسفار اربعه، ترجمة محمد خواجوی، تهران: مولی.

علم الهدی، سید علی (1390). نومینالیسم و فلسفة صدرایی، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق (ع).

علیزاده، بیوک (1379). اتحاد عاقل و معقول، تهران: دانشگاه تهران، رسالة دکتری فلسفه و کلام اسلامی.

علیزاده، بیوک (1381). «مبانی نظریة اتحاد عاقل و معقول»، پژوهشنامه متین، ش 17.

فتحی‌زاده، مرتضی (1384). جستارهایی در معرفت‌شناسی، قم: کتاب طه.

کشفی، عبدالرسول (1385). «دسته‌بندی نظریه‌های توجیه معرفت‌شناختی»، نامة حکمت، 8.

مطهری، مرتضی (1360). شرح مبسوط منظومه، تهران: حکمت.

مطهری، مرتضی (1373). شرح منظومه، تهران: صدرا.

 

Goldman, A. and Olsson, E. (2008). Reliabilism and the Value of Knowledge, in http:// fas_philosophy. Rutgers.edu/ goldman.

Jones, W. E. (1997). ‘Why Do We Value Knowledge?, American Philosophical Quarterly, 34(4).

Plantinga, A. (1997). ‘Reformed Epistemology’, in P. l. Quinn & C. Taliaferro (eds.), A companion To Philosophy Of Religion, Black Well.

Sosa, E. (1991). Knowledge In Perspective, Selected Essay In Epistemology, Cambridge, Cambridge University Press.

Sosa, E. (2007). ‘A Virtue Epistemology’, in Apt Belief And Reflective Knowledge, Oxford, Clarendon Press, Vol. 1.

Swinburne, R. (1999). Providence and the Problem of evil, Oxford University Press.

Zagzebski, L. (1996). Virtue Of The Mind, Cambridge University Press.

Zagzebski, L. (2003). ‘The Search for the Source of epistemic good’, Metaphilosophy, 34.