بررسی تطبیقی برهان امکان و وجوب تومیستی و برهان صدیقین سینوی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشجوی دکتری کلام، گرایش فلسفة دین و مسائل جدید کلامی، تربیت مدرس دانشگاه قم

چکیده

آکوئیناس، در طریقة سوم خود، از امکان و وجوب دریچه‌ای به سوی اثبات وجود خدا می‌گشاید. بعضی از فیلسوفان، استدلال او را طبیعی ـ ‌مابعدالطبیعی تفسیر کرده‌اند و بعضی دیگر، طبیعی. با این وصف، به‌سادگی نمی‌توان استدلال او را با برهان صدیقین ابن‌سینا یکی دانست. این مقاله بر آن است که پس از ارائة گزارشی از برهان صدیقین سینوی و تقریرهای گوناگون برهان امکان و وجوب تومیستی، تفاوت‌های این دو برهان را به‌خصوص از لحاظ ابتنای آن‌ها بر اصل امتناع تسلسل آشکار سازد. به‌نظر می‌رسد در تحلیل و ریشه‌یابی تفاوت یاد‌شده، باید سراغ نظر این دو فیلسوف دربارة خدا و رابطة او با طبیعت رفت؛ ابن‌سینا چون در پی اثبات واجب‌الوجود بالذات است و بس، برای اثبات مدعای خود، به بیش از این نیاز ندارد که با تکیه‌بر امکان ماهوی، تسلسل در علل فاعلی را ابطال و درنتیجه، وجود خدا را اثبات کند، در حالی که در تقریرهای طبیعی ‌ـ مابعدالطبیعی از برهان امکان و وجوب تومیستی، هدف اثبات واجب‌الوجودی است که عالم طبیعت را از کتم عدم خلق کرده است. به همین دلیل این نوع تقریرها نمی‌توانند صرفاً با تکیه‌بر امکان ماهوی، برای طبیعت حادث، آفریدگار ازلی اثبات کنند. همچنین با گریز به طریقة دوم آکوئیناس و مقایسة استدلال او بر امتناع تسلسل با برهان وسط و طرف ابن‌سینا، روشن می‌شود که حتی اگر استدلال آکوئیناس برگرفته از برهان ابن‌سینا باشد، اقتباسی ناقص از آن است

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Thomistic argument from contingency and necessity, and Avecenna’s Seddiqin argument; a comparative study

نویسنده [English]

  • Saide Nabavi
چکیده [English]

 In his third way, St. Aquinas, argues for the existence of God from necessity and contingency. Some philosophers have given physical-metaphysical interpretations of his argument while some others have given physical ones.
To claime that Aquinas`s argument and Avecenna`s proof are identical can be so problematic. In this article, we first present, in brief, Avecenna’s Seddiqin argument and express different readings of Thomistic necessity and contingency argument, then seek to reveal the differences, particularly their distinctions in their reliance on the principle of impossibility of infinite regress. It seems that we should, through this distinguishing, find out what conception of God the two philosophers have in their views, and what relation to the nature God has; Avecenna, can, by means of essential possibility, falsify the infinite regress in efficient causes, and so prove the existence of God as necessarily-existing being in itself. While, in physical-metaphysical reading of Thomistic necessity and contingency argument, the aim is to prove a necessarily-existing being that has created the nature from nihility. Hence, if such utterances only rely on essential possibility, the reasoning is not strong enough to prove the existence of an eternal creator who created the nature progressed from nihility. Also by refer to the Aquinas’ second way and comparing his argument for impossibility of infinite regress with that of Avecenna, the argument of medial and extreme, it becomes clear that even if the argument of Aquinas was derived from the Avecenna’s argument, the derivation is incomplete

کلیدواژه‌ها [English]

  • essential possibility
  • generation and corruption
  • infinite regress
  • necessarily-existing by itself
  • Seddiqin argument